۱۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نماز» ثبت شده است

    • رمضان ماه ضیافت الهی

      صحبت هایی از استادی بزرگ و گمنام پیرامون ماه رمضان

      ماه رمضان ماه ضیافت الهی است. اما آیا برکات این ماه به همه می رسد؟

      پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله در مورد این ماه فرمودند: شهر دعیتم فیه الی ضیافة الله یعنی ماهی است که در آن به ضیافت الهی دعوت شدید. نفرمودند انتم ضیف الله فیه. نکته دقیقی است. وقتی جایی به میهمانی دعوت می شویم ممکن است اصلا در مهمانی شرکت نکنیم. پس کسانی هم هستند که در ماه رمضان برکات این ماه را دریافت نمی کنند. شاید بتوان کفار و بی دینها را در این دسته قرار داد. اما اشخاصی که به میهمانی می روند چند دسته اند: اشخاصی که چیزی نمی خورند، اشخاصی که از بعضی غذاها میل می کنند و اشخاصی که از تمام سفره به اندازه کافی مصرف می کنند. در ضیافت رمضان هم همینطور است. برخی وارد میهمانی می شوند و برکاتی نصیبشان می شود. اینها افرادی هستند که فقط گرسنگی و تشنگی را از سحر تا افطار تحمل می کنند. چشم و گوش آنها روزه نیست، روزه ی آنها را روزه ی عوام می نامند. اما خواص روزه شان معنوی تر است و تمام اعضا و جوارحشان روزه است.  روزه ی خاص الخاص برای افرادی است که فکر و روحشان هم روزه بوده و دل به غیر خدا توجه نمی کند.

      می دانید حوزه های علمیه در ماه رمضان تعطیل می شود تا طلاب و اساتید به تبلیغ بروند. برخی که در حوزه می مانند پیش استادی می روند تا در این مدت از او استفاده کنند. می گویند برخی از طلاب خدمت امام خمینی در قم رفتند و گفتند اگر می شود برای ما در ماه رمضان یک کلاس خصوصی داشته باشید. گفتند کار دارم، نمی توانم. گفتند چه کار دارید؟ فرمودند می خواهم روزه بگیرم. این نشان می دهد روزه فقط گرسنه و تشنه ماندن نیست. باید به دعاها و قرآن توجه کرد و از دنیا دوری گزید. ماه رمضان یک تمرین استقامتی فشرده برای ادامه سال است و نفس را واکسینه می کند. حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید "کم من صائم لیس له من صیامه الا الجوع و الظّما و کم من قائم لیس له من قیامه الا السهر و العناء، حبّذا نوم الاکیاس و افطارهم ؛ بسا روزه ‏داری که بهره ‏ای جز گرسنگی و تشنگی از روزه ‏داری ندارد و بسا شب زنده داری که از شب زنده داری چیزی جز رنج و بی خوابی به دست نیاورد! خوشا خواب زیرکان و افطارشان!" (نهج البلاغه، کلمات قصار، حکمت 145)

      روزی سه نفر غریب به مسجد پیامبر وارد شدند. یک نفر را جناب سلمان مهمان کرد و یک نفر را جناب ابوذر. یکی هم در مسجد تنها ماند. فردا که آمدند یکی گفت سلمان به من فلان غذا را داد. دیگری گفت ابوذر با فلان غذا از من پذیرایی کرد. از نفر سوم پرسیدند تو که مهمان خدا بودی چه شد؟ گفت تا صبح گرسنه بودم. پیامبر چنین مضمونی را فرمودند که این فرد مهمان خدا بود خدا از غذای خودش به او داد. در مثنوی می نویسد پیامبر فرمودند الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین. یعنی گرسنگی غذای خداست که با آن روح و بدن برگزیدگانش را زنده نگاه می دارد. چون در ماه رمضان ما جلوی نفسمان را می گیریم و غذا نمی خوریم روح قوی می شود. خدا چون ثابت است به قسمت ثباتی (ابدی) انسان توجه دارد غذایی می دهد که روح قوی شود. پس خدا کمال روح را در نظر می گیرد نه کمال جسم. در مهمانی های ما انسانها چند نوع غذا هست، سبزیجات و میوه جات، شیر و لبنیات به اشکال مختلف، گوشت و...  ضیافت الهی هم دو نوع غذا دارد: دعاها و قرآن. شنیده اید ماه رمضان ربیع القرآن است. حضرت علامه امینی فرموده بودند شیعه دو گنج دارد که دیگران ندارند: دعاها و زیارتها. دعاها منبع معرفت الله است یعنی در دعا خدا را می شناسیم. زیارت ها منبع معرفت الامام است. یعنی ما انسان کامل را می شناسیم. در ماه رمضان این دو سفره باز است، قرآن و دعا. 

      در سه ماه رجب و شعبان و رمضان دعاها مضامین بلندتر و بالاتری پیدا می کند. نگویید وقت نداریم اینهمه دعا بخوانیم. ما لا یُدرَک کُلّه لا یُترَک کُلّه. یعنی اگر نمی توانید همه ی چیزی را دست پیدا کنید اقلا به قسمتی از آن برسید. هر روز یک قسمت از دعا را بخوانید، یک فراز از دعا را زمزمه کنید. یکی از اساتید بزرگ فرموده بود امام را باید در دعا شناخت. وگرنه شناخت امام از احادیث سخت است. یعنی امام در دعایش دارد با نهایت معرفت و علم و مقامش با خدا حرف می زند و سطح سخن خیلی بالاست. اما در حدیث، عموما مردم عادی را راهنمایی کرده و جواب سوالاتشان را می دهد. پس دعا فراموش نشود.

      دعای شبهای ماه مبارک که از حضرت امام باقر نقل شده و رادیو تلوزیون قبل از اذان پخش می کنند دعای بسیار عظیم الشانی است و علامه طباطبایی به شاگردانشان خیلی توصیه می کردند به خواندن این دعا، اما خیلی از روحانیون ترجمه آنرا کاملا اشتباه بیان می کنند. طوری ترجمه می کنند که گویی همه ی دعا قسم است. یعنی اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ بَهَائِکَ بِأَبْهَاهُ وَ کُلُّ بَهَائِکَ بَهِیٌّ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِبَهَائِکَ کُلِّهِ را اینگونه معنی می کنند: خدایا از تو درخواست مى‏ کنم به حق زیباترین مرتبه از زیبایى ‏ات، و همه مراتب زیبایى ‏ات زیباست!

      می بینید دعا تمام شد و معلوم نشد چه چیزی را از خدا خواستیم! خب از خدا چه خواستند امام باقر علیه السلام؟ این ترجمه های معمول کاملا غلط است. معنای بسیار زیبای این دعا به این شکل است: خدایا قسم به تمام زیباییهایت که از زیبایی هایت زیباترینش را به من بدهی، خدایا من از تمامِ زیباییِ تو می خواهم،

      خدایا قسم به جمالت از زیباترین جمالت به من بدهی که تمام جمال تو جمیل است، خدایا من از تمام جمال تو می خواهم،

      خدایا قسم به تمام شکوه و بزرگی ات که از باشکوه ترین شکوهت به من بدهی و تمام شکوه تو با شکوه است، خدایا تمام شکوهت را طلب می کنم،

      خدایا قسم به بزرگی ات که از عظیم ترین بزرگی ات به من بدهی،‌ و تمام عظمت تو عظیم است،‌ خدایا من طالب تمام بزرگی تو هستم، ....

      مقصود این دعا این است که همه صفات جمال و جلال خودت را به من هم بده. خب آیا دریای صفات خداوند در کوزه ی دل ما جا می شود؟

      گر بریزی بحر را در کوزه ای        چند گنجد قسمت یک روزه ای

      راهش این است که این کوزه را بیندازیم در دریا. آب کوزه با آب دریا یکی می شود، نه بو می گیرد نه کثیف می شود نه بخار می شود ...

      آب کوزه چون درونِ جو شود     محو گردد در وی و چون او شود

      قطره دریاست اگر بادریاست       ورنه او قطره و دریا دریاست

      یعنی تا ما جدا هستیم، علم و قدرت و سمع و بصر و تمام قدرتهای ما محدود است. اما اگر کسی وصل به خدا شد آنوقت می شود ید الله. اگر این حد و مرز را برداریم و نگوییم علم من و علم خدا، قدرت من و قدرت خدا، کمال من در مقابل کمال خدا، اگر این دوگانگی ریخت، آنوقت درست می شود. آنوقت توحید به دست می آید. این همان است که امام سجاد در دعای ابوحمزه می فرماید:  

      وَ أنَّ الرّاحِلَ إلیکِ قَرِیبُ المَسافَه وَ أنَّکَ لا تَحتَجِبُ عَنْ خَلقِکْ ولا حِجابَ بِینَکَ وَ بِینَ خَلقِکَ غِیرِ خَلقِه وَ أنَّکَ لا تَحتَجِبُ عَنْ خَلقِکَ إلا أنْ تَحْجُبَهُمُ الأعمالُ السَّیِئَهُ دُونَکْ 

      تو در حجاب نیستی، ما در حجابیم. اگر حجاب برداشته شود می فهمیم علم من چیزی نبود، قدرت من چیزی نبود،

      قطره ی علمی که بخشیدی زپیش      متصل گردان به دریاهای خویش

      یعنی علم خودش را از علم خدا می بیند. چرا پیامبر در توصیف سلمان فرمودند سلمان بحر لاینزف (سلمان دریایی است که خشک نشود) «بحار الانوار» ج‌ 6، ص‌ 755، چاپ الکمبانی‌ّ

      سلمان نه پیامبر بود نه امام، اگر معنایی که گفتیم توجه نشود، نمی توان این جملات را درک کرد. سلمان هم بشر بود. کوزه ی نفس او بی انتها نیست اما کوزه دلش را در دریای الهی غرق کرده است. سنی و شیعه متفقند که سلمان به مرتبه منا اهل البیت رسید.

      شهرٌ فیه دعیتم الی ضیافة الله، باید به این مهمانی برویم و تا می توانیم از این نعمتها بهره بریم. ما از عبادات در سطح کمی استفاده می کنیم، قرآن و نماز و روزه و حج و... یک جنبه ملکوتی دارند که برای ما که فقط به ظاهر آنها عمل می کنیم قابل درک نیست. باطن آنها و معارف درونی آنها را به آن نمی رسیم. بزرگان تلاش می کردند ما به باطن آن هم برسیم. این نیست که بگوییم خدا حالا که نگذاشتی ما ناهار بخوریم ما هم در سحر و افطار دو برابرش رو می خوریم!  بعضی ها در ماه رمضان مریض می شوند! خدا می خواست یک وعده از غذای ما کم شود نه اینکه جایش عوض شود. 

       

    • سالروز تغییر قبله مسلمانان

      تغییر قبلهامروز به روایتی سالروز تغییر جهت قبله مسلمانان است.

      در سالهای اول اسلام، مسلمانان رو به بیت المقدس نماز می خواندند. هرچند روایت شده پیامبر در خانه خدا رو به این خانه نماز می خوانده اند اما نمازهای دیگر را به همراه مسلمانان، رو به بیت المقدس می خواندند.

      یهودیان و مشرکان و منافقان با زخم زبان و نیش و کنایه در این سالها مسلمانان را آزار می دادند. به همین جهت دستور الهی مبنی بر تغییر جهت قبله صادر شد.

      پس از تغییر جهت قبله، همان یهودیان و مشرکان و منافقان قبلی، باز زبان به یاوه گویی گشادند و نسبت به این امر اعتراض کردند. آیه زیر به همین مناسبت نازل شد.

      سَیَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلَّاهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِی کَانُوا عَلَیْهَا ۚ قُل لِّلَّـهِ الْمَشْرِ‌قُ وَالْمَغْرِ‌بُ ۚ یَهْدِی مَن یَشَاءُ إِلَىٰ صِرَ‌اطٍ مُّسْتَقِیمٍ ﴿بقره ١٤٢

      به زودی سبک‌مغزان از مردم می‌گویند: «چه چیز آنها [= مسلمانان‌] را، از قبله‌ای که بر آن بودند، بازگردانید؟!» بگو: «مشرق و مغرب، از آن خداست؛ خدا هر کس را بخواهد، به راه راست هدایت می‌کند.»


      مطلبی در مورد جهت قبله در لبنان

      مطلبی به شکل طنز در مورد اینکه لبنانی ها رو به قدس نماز می خوانند.

    • اهانت خبرنگار به مقدسات!

      خبرنگار و اهانت به مهرخبری در رسانه ها منتشر شد که خبرنگاران با ایستادن بر جامهری، به مهرها اهانت کردند. قبل از اینکه از مهر و قداست داشتن یا نداشتن آن صحبت کنیم، باید عرض کنم عموما عکاس های حرفه ای وقتی لازم باشد از زاویه خاصی از سوژه ای عکس بگیرند، دیگه حواسشون به چیزی نیست. یعنی باباش هم اونجا باشه میره رو کله باباش تا عکس بگیره! بگذریم!

       

      فلسفه سجده چیست؟

      عبادت از قدیم و به شکل های گوناگون در تمام اقوام و قبایل وجود داشته. بت پرستان که به بت خود تعظیم و سجده می کردند یا خداپرستانی که به شیوه خاص خود نماز می گزاردند. سجده خاضعانه ترین شکل عبادت در برابر پروردگار است. در این حالت انسان در متواضعانه ترین شکل خود، سر بر خاک می گذارد و تو گویی به معبودش می گوید من خاک پای تو هستم.

      گذشته از اثرات الکترومغناطیسی که برخی دانشمندان برای سجده بر خاک کشف کرده اند و آنرا برای تخلیه انرژی های منفی و مضر بدن، ضروری دانسته اند، این حرکت اثرات معنوی بسیار بزرگ و ناشناخته ای دارد که سالکان و عارفان عبودیت و بندگی خدا ممکن است ذره ای از آن را چشیده باشند و خبری از آن داشته باشند.

       

    • دعای فرج که امام رضا سفارش فرمودند

      در مطلب قبل گفتم که چگونه دعای فرج اصلی جایگزین دعای سلامتی امام زمان شده است. یکی از ادعیه سفارش شده برای فرج حضرت صاحب العصر و الزمان، دعایی است که حضرت امام رضا علیه السلام ما را به آن سفارش نموده اند.

      مطلب زیر را به نقل از وبلاگ چشمه حیات در مورد این دعا می خوانیم:

      مگر غیر از این است که ما ایرانی ها خصوصا و همه شیعیان عموما زیر سایه لطف و کرم امام رئوف علی بن موسی الرضا (که سلام خدا بر او باد) زندگی می کنیم؟ آن حضرت در فرمایشی به یکی از یارانشان می فرمایند شما شیعیان در قنوت نماز جمعه بجای هر دعای دیگر، این دعا که برای فرج فرزندم مهدی است را بخوانید:امام زمان

      اللَّهُمَّ أَصْلِحْ عَبدَکَ وَ خَلِیفَتَکَ بِمَا أَصلَحتََ بِهِ أَنْبِیَاءَکَ وَ رُسُلَکَ وَ حُفَّهُ بِمَلَائِکَتِکَ وَ أَیِّدْهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ مِنْ عِنْدِکَ وَ اسْلُکْهُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً یَحفَظُونَهُ مِنْ کُلِّ سُوءٍ وَ أَبْدِلْهُ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِ أَمناً یَعْبُدُکَ لَا یُشْرِکُ بِکَ شَیئاً وَ لَا تَجعَلْ لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ عَلَى وَلِیِّکَ سُلْطَاناً وَ أْذَنْ لَهُ فِی جِهَادِ عَدُوِّکَ وَ عَدُوِّهِ وَ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ إِنَّکَ عَلَى کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ

    • می گویید شیعه از یهود خطرناک تر است درحالیکه یهود دشمن اول شماست

      استفاده از این مطلب صرفا با ذکر منبع مجاز است

      به مناسبت سالروز اتفاق تاریخی تسخیر لانه جاسوسی امریکا در 13 آبان، خانم فوزیه الصباح در روزنامه مصری الاهرام مطلبی را منتشر کرد که بسیار جالب توجه است.


      فوزیه الصباح13 آبان 92 روزنامه الاهرام مصر

      1- می گویید شیعه از یهود خطرناک تر است حال اینکه یهود دشمن اول شماست و این حرفتان از گفتار و اعمالتان مشخص است. اما در مورد کلام خدا چه می گویید که فرمود: أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ (مائده 82) هرآینه دشمن ترین مردم نسبت به مسلمانان را یهودیان خواهی یافت.

    • عید قربان، مسلمانان، سلفی ها، آمریکا

      عید قربان در کشورهای عربی و از جمله لبنان یکی از اعیاد بزرگ است و همانطور که ما برای عید نوروز لباس نو می پوشیم و به دیدن بزرگتر ها می رویم، در لبنان هم مردم حتما با لباس عید، به دیدن یکدیگر، خصوصا بزرگترها رفته و شیرینی مخصوص عید می خورند. آنها که دستشان به دهنشان می رسد برای ناهار عید، کباب درست می کنند. بچه ها حتما ترقه و فشفشه می خرند و تفنگ های پلاستیکی که گلوله پلاستیکی شلیک می کند و به یکدیگر شلیک می کنند! خلاصه به همه خوش می گذرد، خصوصا با سه روز تعطیلی رسمی که امسال برای بچه مدرسه ای ها تبدیل شد به یک هفته! علاوه بر آن، بزرگان فامیل به بچه ها عیدی می دهند و بچه ها حسابی کیف می کنند. غیر مسلمانها هم در عید شریکند و به کافه بارها و رستورانهایی می روند که خوانندگان و رقاصه ها در آنها به مناسبت عید برنامه برگزار می کنند!!! البته برخی مسلمانها هم در این مراسم ها شرکت می کنند!

    • اگر انقلاب ایران نبود شاید عرق خور می شدم

       

      ابویاسر روستایی زاده ی ساده ای بود. از خاندان عالم بزرگ لبنانی، سید محسن امین العاملی بود که برای خودش عالم و مرجع بزرگی بود و کتاب های مهمی داشت. با این حال او نه دانشگاه رفت و نه حوزه. یکراست رفت دنبال کار. ازدواج کرد و به کویت رفت و در آنجا تجارتش بعد چند سال گل کرد و وضعش خوب شد. وقتی به لبنان بازگشت برای خودش تاجری بود. خیلی به ایران علاقه مند است و چند باری هم به ایران آمده. از تحلیل و ژرف نگری اش در مورد قضایای ایران و منطقه انسان متعجب می شود.

    • هیچ یک از امامان ساکت نبوده‌اند

       

      سخنرانی امام موسی صدر به مناسبت شهادت امام موسی بن جعفر (ع)

       ما از این مناسبت‏ها ـ‌چه میلاد و چه شهادت‌ـ یاری و تبرک می‏ جوییم و با زنده نگه داشتن آنها، آموزه ‏ها و دستورات دینی را می‏ آموزیم تا پشتوانه برای زندگی دشوارمان باشد. در این روزها به تبیین زندگی پیشوایانمان می‏ پردازیم؛ همان کسانی که پیامبر(ص) در مورد آنها فرموده است: «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما إن تمسکتم بهما لن تضلوا و إنهما لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض؛ من دو چیز گران‌بها در میان شما باقی می‏ گذارم: کتاب خدا و عترت و اهل بیتم. تا زمانی که به این دو تمسک بجویید، گمراه نخواهید شد و این دو از یکدیگر جدا نمی‏ شوند تا در نزد حوض بر من وارد شوند.» بنابراین، آنچه مانع گمراهی و انحراف می‏ شود، تمسک جستن به قرآن و خاندان پیامبر(ص)، یعنی پیشوایان معصوم است. معنای تمسک جستن به آنها، دوست داشتن آنها و احترام گذاشتن به آنها و مقدس شمردن آنها نیست. به این نیست که قرآن را ببوسیم و روی تاقچه بگذاریم و یا امامان را دوست داشته‏ باشیم و یادشان را در قلب و عکس ایشان را در خانه ‏هایمان نصب کنیم.

    • باز هم فراموشم شد

      انسان فراموشکار است.

      وقتی به این دنیا می آییم فراموش می کنیم قبلش کجا بودیم.

      وقتی متولد می شویم یادمان می رود در شکم مادر بودیم. کاملا احساسات و ادراکات و افکار و آرزوهایمان را فراموش می کنیم. حتی فراموش می کنیم چقدر به مادرمان زحمت دادیم و او را به رنج و درد انداختیم.

      چهار سالمان که می شود یادمان می رود شیرخواره بودیم و راه نمی توانستیم برویم و زمین خوردنهایمان هم فراموش می شود.