۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ولایت» ثبت شده است

    • شرم از رخ علی کن و کمتر گناه کن

      کلیسامی دانید که یکشنبه ها در لبنان تعطیل رسمی است. مثل جمعه ها در ایران.

      صدای ناقوس کلیسا را که می شنویم به همسرم می گویم: الان وقت نماز جمعه مسیحی ها است!

      مسیحیان در این روز به کلیسا رفته و به سخنان کشیش گوش داده و سپس دعا و نماز می خوانند و برای آمرزش گناهانشان دعا می کنند. صد رحمت به مسیحی ها که هفته به هفته گناهان خود را پاک می کنند. بعضی از مسلمانها هستند، سال تا سال، فقط شب قدر یا روز عاشورا، گناهان خود را پاک می کنند! تازه اگر واقعا پاک شود و توبه واقعی باشد!

    • ولایت فقیه یا ولایت طاغوت؟!

      دوستی  موضوعی مطرح کردند که بسیار جالب است. بخوانید:

      محمود جان نظرات شما را همواره خوانده ام و همه محترم!
      اما چیزی که در این مدت مرا به شدت عذاب میداد ومن بارها نیت کرده بودم بگویم اما خودم را کنترل کردم این است:
      شما مانند من یک شیعه مذهب هستی و خدا را شکر که ولایت اهل بیت علیهم السلام را همان ولایت خداوند باری تعالی میدانی!
      نسبت به قران و روایات معصومین هم اشراف نسبی داری!
      محبت و ولایت اهل بیت پیامبر علیهم السلام هم به لطف خدا در گوشت و پوست شما آمیخته شده است!
      سوال من این جاست: چگونه برای آقایان خمینی و خامنه ای ولایت باز کردی؟ مگر کردیت بانک است که بشود برای هر کسی باز کرد؟ مگر نه این است که ولایت فقط از آن خداست و آن که خدا به او تفویض کند؟ شما چگونه اینقدر داری سنگ اینها را به سینه میزنی؟ خودت هم میدانی از هیچ آیه قران یا روایتی نمیشود برای اینها ولایت باز کرد! لطفا به من نگو برو کتاب ولایت فقیه آقای خمینی را بخوان! برای من دلیل مستند بیاور که امام زمان علیه السلام به حکومت این ۲ نه رضایت کامل بلکه رضایت نسبی اندک داشته اند؟
      یک سوال از شما میپرسم خدا وکیلی این سوال را اینجا به من جواب نده! خواهش میکنم یک شب که نماز شب خواندی در خلوت از خودت بپرس؟
      اگر امام زمان علیه السلام ظاهر شوند و به تو بگویند ای محمود این امامانی که تو برای خود برگزیدی به هیچ عنوان مورد تایید ما نبودند بلکه خون به جگر ما کردند شما در آن لحظه چه میکنی؟ آیا در آن لحظه کوتاه به اعتقاد غلط خود پی میبری یا خدای نکرده نعوذبالله به امام زمانت شک میکنی؟ من فقط میخواهم در مورد این سوال در خلوت با خود فکر کنی نه اینکه اینجا جواب دهی! چون ممکن است دیگر من اینجا نیایم!
      اما من این سوال را از چند تا از دوستانمان که شما هم میشناسی پرسیدم و همه آنها به فکر فرو رفتند!این سوال مهمی است برای آنها که امامانی برای خود اختیار کرده اند و محبت آنها و ولایت آنها را در امتداد ائمه اطهار نعوذ بالله میدانند!
      من این حرف ها را در حالی به تو میزنم که سابقه رفاقتمان بیش از ۱۰ سال است و تو را به خوبی میشناسم و میدانم که آدم متعصبی نیستی و از طرفی هم میدانم مانند برخی از این راه دنیا به دست نمیاوری!
      لطفا فکر کن! جواب نده؟
      یا علی

      ایشان که جواب نخواستند و روی سخنم با ایشان نیست اما در جواب اشخاصی که شاید التزام دینی هم نداشته باشند اما چنین سوالهایی را دستاویز قرار می دهند عرض کنم:

    • می خواستم بگویم دوستت دارم

      بسمه تعالی

      یادش بخیر تابستون یکی از دوستان صمیمیم از تهران با خانوادش اومده بودن مشهد چند روزی خونمون موندنو کارایی که مشهد داشتنو انجام دادن و بعد از چند روز تصمیم گرفتن برگردن شهرشون و حدودا ساعت 11 صبح بود که زدن به جاده و رفتن. بعد از یک ساعت بهش زنگ زدم گفتم کجایی گفت حدودا 50 کیلومتر از شهر خارج شدم و دارم میرم به طرف تهران و ان شاالله فردا به تهران می رسیم منم بهش گفتم همین الان برگرد که کار مهمی باهات دارم. گفت چه کار مهمیه مگه؟ گفتم خیلی مهمه تو فقط برگرد تا بهت بگم، گفت خب تلفنی بگو اخه هوا خیلی گرمه و حوصله برگشتن ندارم در ضمن تهران کارای مهمی دارم که باید بهشون فردا رسیدگی کنم. منم گفتم نه نمیشه همین الان برگرد گفت خب بعدا بگو منم پامو کرده بودم توی یه کفشو می گفتم نه نمیشه باید برگردی اون بی چاره هم توی اون هوای گرم با ماشین بدون کولرو مدل پایینش دوباره برگشت و اومد خونمون وقتی منو دید خیلی مشتاق بود که این کار بزرگ رو بهش بگم و منم با همه وجودم بهش گفتم دوستت دارم.
      ولی نمی دونم چرا مثل دیوونه ها نیگام کرد و با نهایت عصبانیت بهم گفت: همین؟
      منم گفتم: آره!
      گفت: تو که قبلا هم بهم اینو گفته بودی؟
      گفتم: خب الان رسمی تر گفتم دیگه!
      خیلی ناراحت شد که این همه راه کشوندمش تا فقط بهش بگم دوست دارم. خانوادش که می خواستن منو خفه کنن ولی باور کنید دوست داشتم جلوی همه بهش بگم دوست دارم.
      واسه هرکسی این جریانو تعریف کردم بهم گفت: کارت اشتباه و از عقل به دور بوده نظر شما چیه؟

      آره اگه حقیقت رو بخواید هیچ عقل سالمی اینو قبول نمی کنه که من این دوستم و خانوادشو توی این گرما اذیت کنم تا فقط بهش بگم دوست دارم پس چطور حرف اهل سنت رو باور کنیم که می گن پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در غدیر خم 120 هزار نفر رو توی صحرا و زیر نور افتاب سه روز نگه داشت و آخرش به حضرت علی علیه السلام فرمود: علی جان من تو رو دوست دارم؟؟؟؟؟؟؟
      و علی ابن أبی طالب دوست من است !!!!!
      من که عقلم قبول نمی کنه .

      الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمومنین و الائمة المعصومین علیهم السلام
      نوشته ی یکی از دوستان

    • میلاد حضرت علی امیرالمومنین


      سالروز میلاد با برکت مولود کعبه تداعی گر معجزه ایست که قرن ها پیش خانه ی مقدس کعبه برای نشان دادن مهم ترین پدیده خلقت به تمام جهانیان و تاریخ از خود به ارمغان گذاشت. لازم به توضیح نیست که علی علیه السلام بر تمام پیامبران قبل از رسول اکرم صلی الله علیه و آله برتری دارد و ایشان در مشاکلشان به وی متوسل می شدند. نوری که شیطان به آن سجده نکرد نور اهل بیت علیهم السلام بوده است و عداوت شیطانی با نور علی بزرگترین خسارتی است که برترین موحدان را به کفر می کشاند. شیطان به لحاظ عبادات فوق العاده اش به جایی رسید که استاد ملائک شد اما از فرمان خدا در پیروی و سر نهادن به ولایت علی سرباز زد و از زمره موحدان خارج شد. و قسم خورد که تا آنجا که توان دارد مردم را از این راه منحرف کند.