۲۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «پیامبر» ثبت شده است

    • رمضان ماه ضیافت الهی

      صحبت هایی از استادی بزرگ و گمنام پیرامون ماه رمضان

      ماه رمضان ماه ضیافت الهی است. اما آیا برکات این ماه به همه می رسد؟

      پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله در مورد این ماه فرمودند: شهر دعیتم فیه الی ضیافة الله یعنی ماهی است که در آن به ضیافت الهی دعوت شدید. نفرمودند انتم ضیف الله فیه. نکته دقیقی است. وقتی جایی به میهمانی دعوت می شویم ممکن است اصلا در مهمانی شرکت نکنیم. پس کسانی هم هستند که در ماه رمضان برکات این ماه را دریافت نمی کنند. شاید بتوان کفار و بی دینها را در این دسته قرار داد. اما اشخاصی که به میهمانی می روند چند دسته اند: اشخاصی که چیزی نمی خورند، اشخاصی که از بعضی غذاها میل می کنند و اشخاصی که از تمام سفره به اندازه کافی مصرف می کنند. در ضیافت رمضان هم همینطور است. برخی وارد میهمانی می شوند و برکاتی نصیبشان می شود. اینها افرادی هستند که فقط گرسنگی و تشنگی را از سحر تا افطار تحمل می کنند. چشم و گوش آنها روزه نیست، روزه ی آنها را روزه ی عوام می نامند. اما خواص روزه شان معنوی تر است و تمام اعضا و جوارحشان روزه است.  روزه ی خاص الخاص برای افرادی است که فکر و روحشان هم روزه بوده و دل به غیر خدا توجه نمی کند.

      می دانید حوزه های علمیه در ماه رمضان تعطیل می شود تا طلاب و اساتید به تبلیغ بروند. برخی که در حوزه می مانند پیش استادی می روند تا در این مدت از او استفاده کنند. می گویند برخی از طلاب خدمت امام خمینی در قم رفتند و گفتند اگر می شود برای ما در ماه رمضان یک کلاس خصوصی داشته باشید. گفتند کار دارم، نمی توانم. گفتند چه کار دارید؟ فرمودند می خواهم روزه بگیرم. این نشان می دهد روزه فقط گرسنه و تشنه ماندن نیست. باید به دعاها و قرآن توجه کرد و از دنیا دوری گزید. ماه رمضان یک تمرین استقامتی فشرده برای ادامه سال است و نفس را واکسینه می کند. حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید "کم من صائم لیس له من صیامه الا الجوع و الظّما و کم من قائم لیس له من قیامه الا السهر و العناء، حبّذا نوم الاکیاس و افطارهم ؛ بسا روزه ‏داری که بهره ‏ای جز گرسنگی و تشنگی از روزه ‏داری ندارد و بسا شب زنده داری که از شب زنده داری چیزی جز رنج و بی خوابی به دست نیاورد! خوشا خواب زیرکان و افطارشان!" (نهج البلاغه، کلمات قصار، حکمت 145)

      روزی سه نفر غریب به مسجد پیامبر وارد شدند. یک نفر را جناب سلمان مهمان کرد و یک نفر را جناب ابوذر. یکی هم در مسجد تنها ماند. فردا که آمدند یکی گفت سلمان به من فلان غذا را داد. دیگری گفت ابوذر با فلان غذا از من پذیرایی کرد. از نفر سوم پرسیدند تو که مهمان خدا بودی چه شد؟ گفت تا صبح گرسنه بودم. پیامبر چنین مضمونی را فرمودند که این فرد مهمان خدا بود خدا از غذای خودش به او داد. در مثنوی می نویسد پیامبر فرمودند الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین. یعنی گرسنگی غذای خداست که با آن روح و بدن برگزیدگانش را زنده نگاه می دارد. چون در ماه رمضان ما جلوی نفسمان را می گیریم و غذا نمی خوریم روح قوی می شود. خدا چون ثابت است به قسمت ثباتی (ابدی) انسان توجه دارد غذایی می دهد که روح قوی شود. پس خدا کمال روح را در نظر می گیرد نه کمال جسم. در مهمانی های ما انسانها چند نوع غذا هست، سبزیجات و میوه جات، شیر و لبنیات به اشکال مختلف، گوشت و...  ضیافت الهی هم دو نوع غذا دارد: دعاها و قرآن. شنیده اید ماه رمضان ربیع القرآن است. حضرت علامه امینی فرموده بودند شیعه دو گنج دارد که دیگران ندارند: دعاها و زیارتها. دعاها منبع معرفت الله است یعنی در دعا خدا را می شناسیم. زیارت ها منبع معرفت الامام است. یعنی ما انسان کامل را می شناسیم. در ماه رمضان این دو سفره باز است، قرآن و دعا. 

      در سه ماه رجب و شعبان و رمضان دعاها مضامین بلندتر و بالاتری پیدا می کند. نگویید وقت نداریم اینهمه دعا بخوانیم. ما لا یُدرَک کُلّه لا یُترَک کُلّه. یعنی اگر نمی توانید همه ی چیزی را دست پیدا کنید اقلا به قسمتی از آن برسید. هر روز یک قسمت از دعا را بخوانید، یک فراز از دعا را زمزمه کنید. یکی از اساتید بزرگ فرموده بود امام را باید در دعا شناخت. وگرنه شناخت امام از احادیث سخت است. یعنی امام در دعایش دارد با نهایت معرفت و علم و مقامش با خدا حرف می زند و سطح سخن خیلی بالاست. اما در حدیث، عموما مردم عادی را راهنمایی کرده و جواب سوالاتشان را می دهد. پس دعا فراموش نشود.

      دعای شبهای ماه مبارک که از حضرت امام باقر نقل شده و رادیو تلوزیون قبل از اذان پخش می کنند دعای بسیار عظیم الشانی است و علامه طباطبایی به شاگردانشان خیلی توصیه می کردند به خواندن این دعا، اما خیلی از روحانیون ترجمه آنرا کاملا اشتباه بیان می کنند. طوری ترجمه می کنند که گویی همه ی دعا قسم است. یعنی اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ بَهَائِکَ بِأَبْهَاهُ وَ کُلُّ بَهَائِکَ بَهِیٌّ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِبَهَائِکَ کُلِّهِ را اینگونه معنی می کنند: خدایا از تو درخواست مى‏ کنم به حق زیباترین مرتبه از زیبایى ‏ات، و همه مراتب زیبایى ‏ات زیباست!

      می بینید دعا تمام شد و معلوم نشد چه چیزی را از خدا خواستیم! خب از خدا چه خواستند امام باقر علیه السلام؟ این ترجمه های معمول کاملا غلط است. معنای بسیار زیبای این دعا به این شکل است: خدایا قسم به تمام زیباییهایت که از زیبایی هایت زیباترینش را به من بدهی، خدایا من از تمامِ زیباییِ تو می خواهم،

      خدایا قسم به جمالت از زیباترین جمالت به من بدهی که تمام جمال تو جمیل است، خدایا من از تمام جمال تو می خواهم،

      خدایا قسم به تمام شکوه و بزرگی ات که از باشکوه ترین شکوهت به من بدهی و تمام شکوه تو با شکوه است، خدایا تمام شکوهت را طلب می کنم،

      خدایا قسم به بزرگی ات که از عظیم ترین بزرگی ات به من بدهی،‌ و تمام عظمت تو عظیم است،‌ خدایا من طالب تمام بزرگی تو هستم، ....

      مقصود این دعا این است که همه صفات جمال و جلال خودت را به من هم بده. خب آیا دریای صفات خداوند در کوزه ی دل ما جا می شود؟

      گر بریزی بحر را در کوزه ای        چند گنجد قسمت یک روزه ای

      راهش این است که این کوزه را بیندازیم در دریا. آب کوزه با آب دریا یکی می شود، نه بو می گیرد نه کثیف می شود نه بخار می شود ...

      آب کوزه چون درونِ جو شود     محو گردد در وی و چون او شود

      قطره دریاست اگر بادریاست       ورنه او قطره و دریا دریاست

      یعنی تا ما جدا هستیم، علم و قدرت و سمع و بصر و تمام قدرتهای ما محدود است. اما اگر کسی وصل به خدا شد آنوقت می شود ید الله. اگر این حد و مرز را برداریم و نگوییم علم من و علم خدا، قدرت من و قدرت خدا، کمال من در مقابل کمال خدا، اگر این دوگانگی ریخت، آنوقت درست می شود. آنوقت توحید به دست می آید. این همان است که امام سجاد در دعای ابوحمزه می فرماید:  

      وَ أنَّ الرّاحِلَ إلیکِ قَرِیبُ المَسافَه وَ أنَّکَ لا تَحتَجِبُ عَنْ خَلقِکْ ولا حِجابَ بِینَکَ وَ بِینَ خَلقِکَ غِیرِ خَلقِه وَ أنَّکَ لا تَحتَجِبُ عَنْ خَلقِکَ إلا أنْ تَحْجُبَهُمُ الأعمالُ السَّیِئَهُ دُونَکْ 

      تو در حجاب نیستی، ما در حجابیم. اگر حجاب برداشته شود می فهمیم علم من چیزی نبود، قدرت من چیزی نبود،

      قطره ی علمی که بخشیدی زپیش      متصل گردان به دریاهای خویش

      یعنی علم خودش را از علم خدا می بیند. چرا پیامبر در توصیف سلمان فرمودند سلمان بحر لاینزف (سلمان دریایی است که خشک نشود) «بحار الانوار» ج‌ 6، ص‌ 755، چاپ الکمبانی‌ّ

      سلمان نه پیامبر بود نه امام، اگر معنایی که گفتیم توجه نشود، نمی توان این جملات را درک کرد. سلمان هم بشر بود. کوزه ی نفس او بی انتها نیست اما کوزه دلش را در دریای الهی غرق کرده است. سنی و شیعه متفقند که سلمان به مرتبه منا اهل البیت رسید.

      شهرٌ فیه دعیتم الی ضیافة الله، باید به این مهمانی برویم و تا می توانیم از این نعمتها بهره بریم. ما از عبادات در سطح کمی استفاده می کنیم، قرآن و نماز و روزه و حج و... یک جنبه ملکوتی دارند که برای ما که فقط به ظاهر آنها عمل می کنیم قابل درک نیست. باطن آنها و معارف درونی آنها را به آن نمی رسیم. بزرگان تلاش می کردند ما به باطن آن هم برسیم. این نیست که بگوییم خدا حالا که نگذاشتی ما ناهار بخوریم ما هم در سحر و افطار دو برابرش رو می خوریم!  بعضی ها در ماه رمضان مریض می شوند! خدا می خواست یک وعده از غذای ما کم شود نه اینکه جایش عوض شود. 

       

    • گرامیداشت بعثت نبی مکرم اسلام در لبنان

      بعثت پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد بن عبدالله صلوات الله علیه و آله را به همه بازدیدکنندگان گرامی تبریک عرض می کنم. در چنین روزی پیامبر خاتم، آن رسول اعظم، آن بهانه ی خلقت، آن مهربان ترین پدر امت، آنکه کلمه لا اله الا الله را بر زمین منتشر ساخت، مبعوث شد تا اخلاق و انسانیت را فریاد زند. مبعوث شد تا خالق یگانه را بخواند و بپرستد.

      حضرت علی علیه السلام، پسرعمو، برادر، وصی، ولی، جانشین، وارث و خلیفه الهی بعد از پیامبر در توصیف روزگار بعثت چنین می فرماید:
      ارسله علی حین فترة من الرسل و طول هجعة من الامم، و اعتزام من الفتن و انتشار من الامور، و تلظ من الحروب و الدنیا کاسفه النور ظاهرة الغرور، علی حین اصفرار من ورقها و ایاس من ثمرها، و اغورار من مائها.
      قد درست منار الهدی، و ظهرت اعلام الردی، فهی متجهمه لاهلها عابسة فی وجه طالبها، ثمرها الفتنه و طعامها الجیفة و شعارها الخوف و دثارها السیف.

      پیامبرش را هنگامی به سوی مردم فرستاد که دیگر پیامبران، نبودند و مردم در خوابی دراز می غنودند.
      اسب فتنه در جولان، کارها پریشان، آتش جنگها فروزان، جهان تیره و تار، فریب دنیا بر همگان چیره، باغ آن افسرده، برگ آن پژمرده، از میوه‌اش نومید، آبش در دل زمین ناپدید، نشانه‌های رستگاری ناپیدا، علامت‌های گمراهی نمایان، دنیا با مردم خود ناخوش‌روی و با خواهنده خویش ترش‌روی، بارش محنت و آزار و خوردنی‌های دنیا مردار، درونش بیم و خوف و بیرونش شمشیر آخته.
      خطبه 89 نهج البلاغه

      مبعث

      خیلی تعجب کردم وقتی دیدم بعضی از لبنانی ها امروز را سالروز معراج و اسراء می دانند! شاید نتیجه ی سلطه سالیان دراز اهل سنت بر این منطقه باشد. اما طبق روایات شیعه، 27 رجب روز بعثت نبی گرامی اسلام به پیامبری است. برخی روایات اهل سنت اسراء و معراج را در این تاریخ ذکرکرده اند اما در نزد شیعه، زمان آنها متفاوت است.

    • سالروز تغییر قبله مسلمانان

      تغییر قبلهامروز به روایتی سالروز تغییر جهت قبله مسلمانان است.

      در سالهای اول اسلام، مسلمانان رو به بیت المقدس نماز می خواندند. هرچند روایت شده پیامبر در خانه خدا رو به این خانه نماز می خوانده اند اما نمازهای دیگر را به همراه مسلمانان، رو به بیت المقدس می خواندند.

      یهودیان و مشرکان و منافقان با زخم زبان و نیش و کنایه در این سالها مسلمانان را آزار می دادند. به همین جهت دستور الهی مبنی بر تغییر جهت قبله صادر شد.

      پس از تغییر جهت قبله، همان یهودیان و مشرکان و منافقان قبلی، باز زبان به یاوه گویی گشادند و نسبت به این امر اعتراض کردند. آیه زیر به همین مناسبت نازل شد.

      سَیَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلَّاهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِی کَانُوا عَلَیْهَا ۚ قُل لِّلَّـهِ الْمَشْرِ‌قُ وَالْمَغْرِ‌بُ ۚ یَهْدِی مَن یَشَاءُ إِلَىٰ صِرَ‌اطٍ مُّسْتَقِیمٍ ﴿بقره ١٤٢

      به زودی سبک‌مغزان از مردم می‌گویند: «چه چیز آنها [= مسلمانان‌] را، از قبله‌ای که بر آن بودند، بازگردانید؟!» بگو: «مشرق و مغرب، از آن خداست؛ خدا هر کس را بخواهد، به راه راست هدایت می‌کند.»


      مطلبی در مورد جهت قبله در لبنان

      مطلبی به شکل طنز در مورد اینکه لبنانی ها رو به قدس نماز می خوانند.

    • تو کجا و دین محمد کجا

      دیروز یک انتحاری در منطقه شویفات سوار ون شد تا هنگام پایان نماز و خروج نمازگزاران (عمدتا حزب اللهی) در ضاحیه، جلوی ایست بازرسیِ قبل مسجد باشد و خودش را در میان نمازگزاران بترکاند. تیز هوشی راننده ون حسین مشیک باعث شد به او شک کند و بگوید چرا اینقدر باد کرده ای؟! انتحاری که دستش رو شده بود همانجا در ون خالی خودش را ترکاند. البته شکر خدا حسین زنده ماند.

      امروز جبهه النصره اعلام کرد عملیات را آنها انجام داده اند و عامل انتحاری خودش را در ون در ایست بازرسی حزب الله ترکانده و 30 نفر را کشته!!! حناق بگیرند با این دروغگویی و کور بودنشان. در صحرای شویفات یک ون ترکوندن خوشحال هم هستن! نتیجه مد نظرشون رو اعلام می کنند! نه نتیجه ی واقعی رو!

      به این بهانه شعری بسیار زیبا که در سالروز میلاد پیامبر در مذمت تکفیری ها سروده و اجرا شده را ترجمه کردم که به شما تقدیم می کنم.

      کلیپ در یوتیوب موجود است که اگر نمی توانید باز کنید، لینک کمکی آن در پایین صفحه قابل دسترسی است.

      متن شعر همراه با ترجمه با فرمت PDFو word موجود است تا دوستانی که خواستند نماهنگ و کلیپ تهیه کنند، به راحتی از آن استفاده کنند


      مدت زمان: 4 دقیقه 10 ثانیه

      لینک کمکی برای دانلود حجم: 7.36 مگابایت

      فایل PDF متن و ترجمه حجم: 87.7 کیلوبایت

      فایل word متن و ترجمه حجم: 873 کیلوبایت

    • خاطره ی امروز

      زامبی خارجی در سوریهبرای کاری باید به خیابان شهید احمد قصیر (شارع العریض) میرفتم. درست جلوی مکان انفجار قبلی. فراموش نکنیم سه شنبه ها در لبنان روز انفجار است. و این خیابان هم سابقه دو حمله انتحاری دارد. اتفاقا خیلی از انفجارات حدود ساعت ده صبح به وقت بیروت رخ داده. فکر کنم طبق عقیده تکفیری ها، سه ساعتی طول می کشد صف ناهار پیامبر!
      قاشق هم که عموما کم می آید! لذا قاشق باید با خودشان ببرند!
      هرچند حزب الله طبق فرمان پیامبر و دین، اسیر را نمی کشند اما جوک زیر را خودشان ساخته اند!
      یه تکفیری رو اسیر کردن گفت منو الان نکشین. بذارین ظهر بکشین.
      گفتن چرا؟
      گفت میخام با رسول الله ناهار بخورم (مرتیکه ی گشنه! بهشتو برا ناهار میخاد!)

      بچه ها گفتن کورخوندی! ساعت 4 میکشیمت که فقط به شستن ظرفا برسی! خخخخ

      خلاصه از خیابون احمد قصیر رد شدیم! به خیر گذشت! گفتم سه شنبه است و نزدیک ساعت ده و انتظار زامبی ها برای ناهار حضرتی! حتما کار دستمون میده!
      خدا رو شکر سالم برگشتیم

    • شیعیانی که فقط چند روز سال شیعه اند!

      شیعهشیعه، نامی است که از زمان رسول خدا بر پیروان علی نامیده شده و تا قیامت افتخار پیروی از پیامبر و اولاد او را حفظ خواهد کرد ولو امت پیامبر 72 فرقه شوند. (1)
      شیعیان در طول تاریخ مورد ظلم و ستم جاهلانی بودند که عامدانه خلافت رسول خدا را غصب کردند و از شنیدن صدای حق بیم داشتند. چقدر شیعیانی که تنها به جرم شیعه بودن کشته شدند و سوزانده شدند و در چاه ها افکنده شدند یا در میان دیوارها زنده به گور شدند. و چه بسیار شیعیانی که در هنگام فرار و کوچ و مهاجرت، در کوه ها و بیابانها جان خود را از دست دادند و ایران پهناور ما، امروز افتخار دارد که شیعیان و فرزندان زیادی از ائمه را در جای جای خاک پهناور خویش در آغوش کشیده باشد.

    • جبل عامل سرزمین پیامبران الهی

       

      جبل عامل که امروزه نواحی جنوب کشور لبنان است منطقه ای است که بنا بر اطلاعات تاریخی مسلمانان و مسیحیان و حتی یهودی ها، زادگاه پیامبران زیادی بوده است. مرقد پیامبری از پیامبران خدا در تپه ای مشرف به ساحل دریای مدیترانه، مشرف به اتوبان شمال جنوب قرار گرفته است. حضرت ساری علی نبینا و آله و علیه السلام در بالای این تپه دفن بود. هنگامی که اتوبان شمال جنوب را احداث می کردند، بولدوزر باید این تپه را هموار می کرد تا اتوبان بگذرد. به گفته محلی ها وقتی به قبر می رسید زنجیرش پاره می شد. سه بار پشت سر هم این اتفاق افتاد تا یک مفتی از یکی از دهکده های آن نزدیکی آمد و گفت این قبر پیامبری از پیامبران الهی است و نمی توانید به آن تعرض کنید. راه را آنطرف تر بکشید.
      هم اکنون اتوبان به فاصله دو سه متری مرقد کشیده شده و مرقد در ارتفاع بالایی از اتوبان قرار گرفته است.
      این زیارتگاه که توسط مجلس اعلای شیعیان لبنان چند سال پیش به شکل بسیار زیبایی بازسازی شده زیارتگاه مومنان است و خیلی ها برای حاجت گرفتن به آنجا می آیند. بنا به گفته ی نگهبان زیارتگاه خانمی بود که 15 سال بچه دار نمی شد. خدمت حضرت ساری نذر کرد اگر بچه دار شدم باحجاب می شوم. به لطف خدا پسردار شد. وقتی پسرش 17 ساله بود، با خودش گفت از حجاب خسته شدم، ولش کن، بچه دار هم که شدم. چه حاجتی به حجاب است؟ حجابش را کنار گذاشت. همان ایام پسرش درست جلوی زیارتگاه تصادف کرد و فوت شد.

      تکمیل شده از پست: زیارت حضرت ساری، پیامبری در لبنان

      مطلب مرتبط1: زیارت مرقد حضرت بنیامین

      مطلب مرتبط2: زیارت مرقد حضرت شمعون

    • شیعیان اهل بیت در لبنان و ایران

      گاهی آنقدر ایرانی بودن برایمان مهم می شود که ناخودآگاه سعی می کنیم تمام افتخارات را به نام خود ثبت کنیم. هرچند دیگران هم بسیاری از افتخارات و مفاخر ایرانی را به نام خود مصادره کرده اند.

      در پی نظر یکی از کاربران عزیز پیرامون تشیع در ایران و لبنان به نظرم رسید در این موضوع تحقیق کنم و صحت اطلاعات خودم را بررسی کنم. اطلاعات قبلی من این بود که علمای شیعه لبنان موجب نشر تشیع در ایران شدند و تشیع در لبنان سابقه طولانی تری از ایران دارد؛ حکومتی نیست و همیشه مورد ظلم و تجاوز دیگر طوایف بوده و در این شرایط دین خود را حفظ کرده است. منبع اصلی آن جناب ابوذر بوده و در زمان قیام امام حسین علیه السلام و عبور کاروان اسرا از لبنان به سوی شام، مردم لبنان با انوار خاندان اهل بیت آشنا شده بودند.

    • محصول ایرانی، شهرت جهانی!

      این پست تعدیل شد!
      یادم میاد بعد از پیروزی حزب الله در جنگ 33 روزه، تو دانشگاه تهران یه جلسه دانشجویی بود که دکتر ر. برای یه جمع کوچیک بچه ها سخنرانی کرد. شروع کرد از کارایی و قدرت بالای سلاح های ایرانی و ناتوانی آمریکای جنایتکار و اسراییل خونخوار در برابر سلاح های ایرانی صحبت کردن و اینکه از الان به بعد ایران میشه یکی از بزرگترین صادرکننده های سلاح به کل دنیا!

    • ولادت علی اصغر در شانزدهم رمضان

      خوب است کودک شیعه تا یک هفته نامش محمد باشد. تا که روح والای محمد صلی الله علیه و آله با روحش پیوند خورده و برکات آسمانی بر این مولود جدید امت محمد (ص) نازل شود.
      هر شیعه ای در لبنان نام یکی از کودکانش را علی می گذارد. برای همین، علی که نامی والا و عالی است و برگرفته از نام خدای علی اعلی است را برای فرزندم در نظر گرفتم.