۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کلیسا» ثبت شده است

    • خاطراتی از یک فرمانده حزب الله

      هرچند به دلایل مختلف تصمیم گرفته بودم از حزب الله چیزی ننویسم، اما واقعا بعضی خاطرات و تجربه هایشان زیبا و جالب است و حیف است نقل نشود. دور همی چند روز پیش شامل خاطراتی از مقاومت پیش از آزادسازی، در میان جنگ 33 روزه و دفاع مقدس در سوریه بود.

    • وقتی به امام موسی صدر گفتند حجاب را شما آخوندها اختراع کردید

      همه ما انسانها در بدو تولد مشابه یکدیگر هستیم. همه ما از نوع انسان و دارای خصوصیات جسدی، روحی و عاطفی یکسان هستیم. هرچند افکار و اعمال پدران و مادران و وراثت در ما اثرات نهفته ای به جای می گذارد اما نهایتا انسانیم.

      ما در محیط پیرامون خودمان به گونه ای تربیت می شویم که وقتی بزرگ شدیم با خیلی انسانهای دیگر دچار مشکل و تضاد و عداوت می شویم. از امور بی ارزشی مثل سیاست و صف و نوبت و کرایه تاکسی گرفته تا تضادهای دینی. تقریبا بیشتر ما انسانها طوری بزرگ شده ایم که فقط خود را بر حق می دانیم و دیگری را ناحق. سپس به خود اجازه می دهیم طرف مقابل را کلا از هستی ساقط کنیم. در چنین مواردی فقط باید به یک مرجع عادل و دانا مراجعه کرد و حرف وی را پذیرفت. عادل ترین و عالم ترین موجود به وضع ما انسانها، خالق ما، یعنی خداست. خدا ما را آفریده و قوانینی برای این دنیا وضع کرده. تنها با مراجعه به خدا و قوانین الهی می توان قضاوتی عادلانه و صحیح داشت. خدا پیامبران را فرستاد و هر قومی که از فرمایشات پیامبر خود دور شده و به آن پشت کردند، ضررش را خودشان دیدند و اگر عناد ورزیدند که با عذاب خدا هم روبرو شدند. آنهایی که پیامبر پس از خود را انکار کردند هم به نوعی با خداوند عناد ورزیده و عبادت و بندگی خود را باطل کردند.

      جالب است بدانید در لبنان، مسیحی ها اسلام را دین الهی و حضرت محمد صلی الله علیه و آله را پیامبر خدا می دانند. با این حال در جهان، گاهی افرادی از دایره انصاف خارج شده و اتهاماتی به اسلام می زنند. اتهاماتی که یک انسان منصف و فرهیخته آن را قبول نمی کند.

      اگر ما به عنوان انسان، قبول داریم که مخلوق خدا هستیم و به سوی خدا باز می گردیم، پس باید طبق فرامین الهی عمل کنیم. اولا تنها کتابی که از خداوند به صورت دست نخورده باقی مانده قرآن است و از آنجا که آخرین ورژن این برنامه الهی است عاقلانه است به آن عمل کنیم. هیچ گاه شما با وجود ویندوز 8 سراغ ویندوز 3.1 نمی روید. این واضح است. حتی اگر کسی معتقد نباشد که قرآن سالم مانده، اقلا بر اساس تسلسل زمانی، چون جدید ترین کتاب است از نظر علمی و تاریخی مستند تر و است و از قابلیت رفرنس دهی بیشتری برخوردار است. دوم اینکه در کتب پیامبران گذشته به آمدن پیامبر خاتم مژده داده شده و یهودیان و مسیحیان منتظر آمدنش بودند اما یهود با دیدن اینکه این پیامبر از نسل و قوم و قبیله آنها نیست عناد ورزیدند و دین خدا را نپذیرفتند. بیشتر مسیحیان هم با دیدن حقانیت اسلام و حتی عقب نشینی در ماجرای تاریخی مباهله، حاضر به پذیرفتن نسخه جدید دین خدا نشدند.

      برخی افراد که واقعیت ماجرا را نادیده گرفته و تلاش می کنند اسلام را خدشه دار کنند متوجه نیستند که نه با ما مسلمانها، که با خداوند تبارک و تعالی به جنگ وارد می شوند. اگر می گوید اسلام دین داعشی است و برای کشتن و دست قطع کردن آمده نمی داند، احکام اجتماعی یعنی چه و دینی که برای حالات مختلف زندگی انسان، قانون و حکم پیش بینی نکرده باشد ناقص است. اگر اسلام حکم قصاص دارد، شرایط و ویژگی های آن را هم مشخص کرده اما چون معاندان و مخالفان، فقط دنبال دشمنی هستند، فقط دستور به کشتن را می بینند و حتی دو جمله بعد در قرآن را نمی خوانند که می گوید و اگر ببخشید بهتر است! (اقرار می کنم که قرآن نیاز به مفسر دارد و به تنهایی، خصوصا برای انسانهای جاهل خطرناک است؛ همانها که از قرآن یک کلمه را می بینند و بقیه را ول می کنند و می شوند داعش.)

      امام موسی صدر در حال سخنرانی در کلیساشخصی تعریف می کرد با امام موسی صدر به مجلسی (ظاهرا در کلیسا یا مدرسه طلاب مسیحی) رفتیم. قرار بود ایشان سخنرانی کند. مسئول مجلس کشیشی بود و به من گفت مراقب باشید فلان خانم خبرنگار که مهارت و تبحر خاصی در ضایع کردن افراد دارد در جلسه حاضر است. نگذارید سوال و جواب بشود.

    • سفر اسقف اعظم لبنانی به فلسطین اشغالی

      پطرس الراعیپاتریارک مار بشاره پطرس الراعی، اسقف اعظم مارونی های انطاکیه و مناطق شرقی است. وی توسط پاپ بندیکت شانزدهم لقب کاردینال گرفت. این افتخار بزرگی برای لبنانی ها و مسیحیان خاورمیانه بود که در سالهای اخیر یک پاتریارک از آنها به لقب کاردینالی نائل می شود. وی از اعضای جلسه انتخاب پاپ جدید بود.

    • شرم از رخ علی کن و کمتر گناه کن

      کلیسامی دانید که یکشنبه ها در لبنان تعطیل رسمی است. مثل جمعه ها در ایران.

      صدای ناقوس کلیسا را که می شنویم به همسرم می گویم: الان وقت نماز جمعه مسیحی ها است!

      مسیحیان در این روز به کلیسا رفته و به سخنان کشیش گوش داده و سپس دعا و نماز می خوانند و برای آمرزش گناهانشان دعا می کنند. صد رحمت به مسیحی ها که هفته به هفته گناهان خود را پاک می کنند. بعضی از مسلمانها هستند، سال تا سال، فقط شب قدر یا روز عاشورا، گناهان خود را پاک می کنند! تازه اگر واقعا پاک شود و توبه واقعی باشد!

    • وقتی حزب الله از کلیسا دفاع کرد

      سید1: چه خبر از سوریه؟

      سید2: عادیه. منتظریم ببینیم چه می شود.

      س1: آمریکا گفته سلاح به تروریستا خواهد داد. این معادلاتو به هم نمیریزه؟

      س2: همش نمایش رسانه ایه. چی میخواد بده؟ همه چیز دارند. کورنت دارند، کونکورس دارند. سام7 دارند. هر چی فکر کنی دارند. البته همانها خودشان سلاح رو میبرند می فروشند به نظام، از داخل ارتش هم هستند کسانی که سلاح میفروشند به تروریستها. خیلی عادیه!

      سوری ها آدم های سفت و سختی هستند. سختی ها را خوب تحمل می کنند و زود یاد می گیرند و تجربه کسب می کنند. الان دیگر ارتش هرجایی وارد شده آنجا را تثبیت کرده و تروریستها نتوانسته اند پس بگیرند.
      ارتش سوریه در آزادسازی معلولا

      اما بعضی از ارتشیها دزد هستند. تا وارد شهری می شوند وسایل منازل را غارت می کنند. حتی دیدیم یخچال فریزر را گذاشته روی تانک و دارد می برد.

      وقتی ارتش وارد شهر مسیحی نشین معلولا شدند و شهر آزاد شد، بعضی از سربازان و افسران حمله کردند تا کلیسا را غارت کنند. نیروهای ویژه حزب اللهبچه های حزب الله محکم و جدی وایسادند و گفتند کسی وارد بشه خونش پای خودشه. زنده خارج نمیشه. مسخره بازیه مگه؟ داعش اشغال میکنه غارتشون میکنه. جبهه النصره اشغال میکنه غارت میکنه. شما آزاد میکنید غارتشون می کنید! چه وضعیه آخه! خلاصه نگذاشتند کسی وارد کلیسا شود.

      پ.ن:
      شهر معلولا یک شهر قدیمی و باستانی سوریه هست و ارتش سوریه برای جلوگیری از تخریب آثار باستانی از اسلحه سنگین مثل توپ و تانک و هواپیما استفاده ای نکرد.
      اما در مقابل مخالفان که حفظ آثار باستانی برایشان مهم نبود از هر وسیله ممکن برای فتح معلولا استفاده کردند.

      معلولا

      شهر معلولا بعد از تصرف به دست مخالفان و آتش زدن خانه های مردم
      18 راهبه ناپدید شدند و از سرنوشت آنان خبری در دست نیست

    • مسیح می آید

      محمد ابراهیم

      کلبه کوچک تا نیمه زیر برف پنهان شده بود. نور اندکی که از آتش شومینه و چراغی نفتی که از سقف آویزان بود، فضای کلبه را تا حدی روشن کرده بود. ماریا در حالیکه پتوی کهنه اش را دور خود پیچیده بود پشت پنجره کز کرده بود و به  ریزش آرام دانه های درشت برف در دل تاریکی شب چشم دوخته بود. صدای پدر او را به خود آورد. نمی دانم این برف کی قرار است بند بیاید؟ سوختمان دارد تمام میشود و هیچ کس هم نیست که بیاید و به این ده کوره دور افتاده سر بزند. مادر که داشت برای این که خودش را سرگرم کند بافتنی میبافت گفت: درب خانه به سختی باز می شود خوب شد امروز صبح هیزم ها را آوردیم داخل. ماریا لبخندی زد و دوباره به دور دست ها خیره شد.